آگاهی

آگاهی سراغاز ازادگی است

وطن؟

with 8 comments

 از سوال هایی که از جواب دادن ان متنفرم:

1- اهل کجا هستی؟2- به چه دینی هستی؟ 

  (در مورد من:) 

    من ایران بدنیا امدم فارس هم نیستم فارسی را دوران دبستان یاد گرفتم در ضمن در خانواده مسلمان متولد شدم از بچگی قران دعا و احادیث … را یاد گرفتم(یعنی یادم دادند) همیشه در مراسم صبحگاهی دوران دبستان و راهنمایی قران می خواندم و در صف اول نماز جماعت می ایستادم گاهی موذن گاهی مکبر بودم . تا دلتان بخواد جایزه های مذهبی دریافت کردم ظاهرا الگوی بچه های دیگر شده بودم … دوران دبیرستان را در شهر دیگری اغاز کردم  از محیطی که بزرگ شده بودم فاصله گرفتم از همان روزها دربه دری من شروع شد به دینم به وطنم به خدایم به همه چیزم شک کردم از این که بدون چون و چرا کاری را انجام بدهم ترسیدم. نماز بدون وضو خواندم روزه کله گنجشکی گرفتم و گاها سر کلاس با معلم ها بحث می کردم… گفتم که دربه دری من آغاز شد از ان دبیرستان (دبیرستان نمونه ) اخراج شدم به شهرم برگشتم و انجا درسم را ادامه دادم محیط مرا نپذیرفت اگرچه خانواده ام مرا به اغوش کشیدند اما انها هم تحت فشار محیط , جامعه و حکومت قرار گرفتند .

 شرایط را برای خودم و خانوادم سخت تر کردم . خلاصه اینکه در تحقیقات محلی برای بورسیه دانشگاه رد شدم (گفته بودند به خدا و ولایت اعتقاد ندارد و ….- ان زمان حداقل من به خدا معتقد بودم). از خانه فرار کردم و اسمم را به ارش تغییر دادم اما زود برگشتم و خدمت سربازی رفتم چرا؟ چه اتفاق افتاد؟ ان بماند- از روی مو رد شدم. خدمت را تمام کردم و در شهر دیگری که بیش از هزار کیلومتر از زادگاهم فاصله داشت کنکور امتحان دادم وارد دانشگاه شدم محیط دانشگاه انقدر که فکر میکردم جالب نبود (به خصوص در شهرستان) از همان روز اول فهمیدند که کی هستم مرا به چیزهایی که قبول نداشتم قسمم دادند.

در وطن خودم مثل یک زندانی به ملاقات خانواده ام می رفتم . اخه تا کی صبر ؟ چه باید کرد از دست این محیط لعنتی؟ خودکشی-اه کم اوردی . سکوت-انچه دشمنان می خواهند. همکاری با انها-هم کم اوردی وهم دشمنانت را خوشحال کردی.چقدر سخت است در لباسی که برای تو نیست ظاهر شوید. می خواهند تورا وارد قالبی کنندکه که هیچ وقت در شان و اندازه ات نیست از تمام جهات به تو فشار می اید جهنم که می گویند این هست.اه چه دردمانه است در زادگاه خودت احساس امنیت نکنید در وطن خودت دربه در باشی. نه نه من این وطن را نمی خواهم من این خانه را نمی خواهم من جوانی ام در این خانه مسخ شده حرام شد اگر مادرم مرا در صحرای افریقا می زایید اگر پدرم یک گاو پرست بود باز این احساس را داشتم؟ با ابن همه تفاسیر, وطنم چگونه می توانم فراموشت کنم.من از دست خدایان دروغین فرار کردم .تو چطور؟ می خواهی فرار کنی یا بمانی بجنگی؟ اخه دارند تکه پاره ات می کنند. خدایان دروغین دارند زیر پاهاشون له تون می کنند . بنگر چگونه جوانان پرشور و انرژی را در جلوی چشمان شما اعدام می کنند شکنجه می کنند ازار می دهند. بنگر چگونه شما را به ناکسان می فروشند.بنگر اه وطن اه …

(بغض داره خفه ام می کنه)

فقر

ناکسان

فقر


پی نوشت : این مطلب را قبلا اپلود کرده بودم

Written by Mani

فوریه 15, 2008 در ساعت 1:48 ق.ظ

ارسال شده در ایران

Tagged with , , ,

8 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. جانا سخن از زبان ما میگویی …
    به من هم سر بزن … ظاهرن نقاط مشترک زیادی داریم .

    ferdowsi

    فوریه 16, 2008 at 7:39 ق.ظ

  2. زندان پاسخ اندیشه نیست !
    دعوتی رفیق !!!
    زمان همدلی است … نوروز 87 نوروز آزادی خواهد بود ، اگر من و تو بخواهیم …
    سال 1387 سال آزادی همه ی زندانیان سیاسی خواهد بود …
    حمایت کنید و لوگو را در بلاگ خود قرار دهید .

    نوروز آزادی

    فوریه 23, 2008 at 1:46 ب.ظ

  3. خییییییییییییییییییییییلی خوب می نویسی . کف کردم .

  4. كاري كه داري ميكني خيلي عاليه
    خدمت به مردم ثواب داره(البته اگه اعتقادي داشته باشي)
    من لينكتو گذاشتم تو وبلاگم
    اگه تو هم بذاري ممنون ميشم
    راستي من مي خوام رژيم رو عوض كنم
    اگه پايه اي بيا
    بيا تا تخم پليدي را بسوزانيم و حقمان را از زندگي و اين آخوندهاي عوضي بگيريم
    منتظر نظرتم
    به اميد روزي كه جمهوري اسلامي از اول اسم زيباي كشورمان حذف شود

    naslesookhte

    مارس 12, 2008 at 4:16 ب.ظ

  5. ba neveshtat hal kardam. ama man hichvaght darbareye vatan intori neminevisam. yani nemitoonam. andaze khodamam too oon keshvar zajr keshidam, vali bazam vatan, vatane mane. nemitoonam

    Erfan

    مارس 18, 2008 at 11:20 ق.ظ

  6. باسلام دوباره
    آدرس من
    http://www.naslesookhte.wordpress.com
    البته مطالب زيادي نداره
    واقعا وبلاگ شما جاي تحسين داره
    به نظر من اگر شما يك گروه ايجاد كنيد و مطالبي كه مي خواهيد در وبلاگتان بنويسيد را براي آنان ارسال مي كرديد هر روز تعداد اعضاي گروهتان بيشتر ميشد و ديگر از فيلتر شدن و…هم باكي نداشتيد
    زنده باد ايران

    naslesookhte

    مارس 19, 2008 at 7:48 ب.ظ

  7. سال نو مبارک
    امیدوارم سال جدید محو کننده خاطرات تلخ و صحنه های ناخوشایند باشد.
    سلامتی و خوشی برایت آرزومندم

    فرهاد

    مارس 19, 2008 at 11:04 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد