شاه رفت ! همین
من در این شکی ندارم که انقلاب 57 مسیرش عوض نشده چون وضعیت الان همانی است که اول انقلاب حکومت می خواست این را به کسانی می گویم که فکر می کنند انقلاب خوب بود ولی بعدها مسیرش عوض شد . نه ! اگر گذری به روزنامه های اول انقلاب انداخته باشید خواهید فهمید که حکومت اعلام دیکتاتوری کرده (حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله )اما چرا تا الان دیکتاتور پابرجاست یکی اینکه به خاطر یک سری ادم خودفروش که در بین مردم نفوذ داشتند البته بعضی از اینها هم اکنون از دور منتقد حکومت هستند و به ظاهر مخالف , اما هیچ کاری نمی توانند بکنند چون اینها هم اول انقلاب درستشان به خون مردم الوده شده است و الان چون پست و مقامی ندارند از دور ادای مخالف در می اورند , تغییر قیافه هم دادند یارو تا دیروز جوان بود ریش پشمی می گذاشت ولی الان که لب گوره شش تیغه می کنه .
بهرحال به عکس زیر که متعلق به روزهای انقلاب 57 می باشد نگاه کنید .( قسمت خط قرمز) ایران خود را در حال جنگ با اسراییل می داند . نتیجه اینکه انقلاب 57 برای به کشته دادن خلق ایران به وقوع پیوست نه برای نجات ایران , مردم ایران الت خیالات پوچ یک سری ادمکش و تروریست قرار گرفته است . برای آزادی قدس از کربلا باید گذشت .

موسیقی زیرزمینی سایدبار را از دست ندهید!


این موسیقی سایدبار چی هست؟از کجا بگیرمش؟
سیاوش ن
ژانویه 29, 2008 at 4:52 ق.ظ
وب -
آ – ورد
وب - آ - ورد
فوریه 2, 2008 at 10:43 ق.ظ
آقا مرسي. از خوندن اين متن دلم خنک شد. زنده باشي.
آرش
فوریه 9, 2008 at 9:13 ب.ظ
درود
بلند اقبالی دشمن بلایی است/وگر نه کوهکن مردانگی کرد
بدرود
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
فوریه 10, 2008 at 4:52 ق.ظ
درود
در مورد مسیر انقلاب مخالفم با شما و کمی هم ابراز تاسف می کنم که با قاطعیت این حرف رو می زنی…
هیچ وقت اشخاصی مثل مهندس بازرگان حزب الله حزب الله نمی کردن یا بنی صدر !
به عنوان مثال اگه بازرگان هم که خودش یک انقلابی بود تایید می کرد این مسئله رو هیچ وقت استعفا نمیداد وقتی ….
در ضمن شما نظر خودت رو گفتی من هم نظر خودم رو!
بدرود
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
فوریه 10, 2008 at 10:45 ق.ظ
mrkhalili
فوریه 10, 2008 at 11:50 ق.ظ
وقتی خمینی از پلکان هواپیمای فرانسوی پائین می آمد، تا زمانی که پایش زمین فرودگاه را لمس کرد پلکان در پشت سرش خالی بود. اثری از دوستان، نزدیکان و افراد حمایت کننده اش نبود. آنان که پایه و ارکان حکومت و شورای انقلابش بودند، همراهیش نمی کردند و در این نمایش، پیام مرموزی نهفته بود که حکایت از ابتر بودن او می کرد و پیشاپیش،ماهیت آنچه انقلاب نامیده می شد و رهبرش را به تصویر می کشید. گویا اراده ای نا پیدا بار دیگر بلاهت روشنفکران و سیاسیون مارا می آزمود و برخمان می کشید. همان اراده ای که تصویر خمینی را در ماه اسلاید کرد،بلاهت مردمی که باور می کردند و نخبگانی که دم بر نمی آوردند را می سنجید تا نسبت به طول مدت تأثیر پادزهر تزریق شده به پیکر جامعه استحمار زده اطمینان حاصل کند.تزریق پادزهر انقلاب یا واکسیناسیونی که انقلابش می پنداشتند(واکسیناسیون انقلاب 3 (پلکان خالی)http://vasabaha.wordpress.com/2008/04/06/pelekan/
درویش
آوریل 6, 2008 at 11:03 ب.ظ
مرگ برضدولیت فقیه – مرگ برمخالف روحانبت
ارش
آوریل 23, 2008 at 7:59 ق.ظ
جانم فدای رهبر
ارش
آوریل 23, 2008 at 8:02 ق.ظ
اولین نخست وزیر، اولین دولت ،اولین سخنگوی دولت ، اولین رئیس جمهور ، اولین معاون و نایب،و قائم مقامش و اولین حامی و راهنمایش در دیار غربت صادق قطب زاده و وووو …و به چه سر نوشتی دچار شدند؟؟. حتی اولین فرزندش مصطفی ،قربانی دسیسه واکسیناسیونی شد که در دست ساخت بود . او کشته شد چون به مراودات و تماسهای پدرش با اشخاصی خاص مشکوک شده بود.او ،مصطفی خمینی، به یکی از نزدیکانش در نجف می گوید: “گهگاه کسانی به دیدن پدرم می آیند و پدرم در هنگام حضور آنان مرا به اندرون راه نمی دهد.قیافه آنان به غربی ها خیلی بیشتر شباهت دارد . مشخصاً ایرانی و عرب نیستند.نمی دانم چه می خواهند و با پدرم چه کار دارند.و نمی دانم چرا پدرم مرا از بودن در جمعشان منع می کند”.چند روز بعد از آن شک و کنکاش، الطاف خفیه الهی شامل حال مصطفی شده و کشته می شود.
آیا اگر این قرار مسلم را بپذیریم که خطر اصلی برای شاه و حکومتش خمینی بود و نه مصطفی واگر بنا به ادعای خود خمینی بپذیریم که این خمینی بوده که بیرق مخالفت با دول غربی و حامی شاه را بر می افراشته،آنوقت باید پرسید که چرا شاه و یا حامیان غربی اش به جای ترور پرچمدار و رهبری به اصطلاح اپوزیسیون ،فرد دیگری را حذف می کند که اهمیت چندانی نداشته! در حالیکه ترور و قتل خمینی سالخورده بمراتب آسانتر از کشتن مصطفای جوان می بود و ارزش بمراتب بیشتر نیز می داشت! آیا ساواک یا سازمان سیا و…آن دشمن هفت خط نیرنگباز و آن اژدهای هفت سر ، به آن درجه از بلاهت و نادانی بوده که سختی بیشتر و مزد کمتر را انتخاب کند؟! شاید بعضی از معجزه سخن به میان آورند. من نیز همین اعتقاد را دارم. معجزه.
آری ،معجزه واکسیناسیون. vasabaha.com
آری مصطفی فرزندش،یاران غار و حامیان و آنهائی که خمینی راازسرگردانی کشور های خلیج و کویت و امارات به فرانسه راهنمائی کردند ومیزبانش شدند، و آنان که که او را به تریبون خبری جهان رسانیدند، قطب زاده ،بازرگان ، و… همه و همه رفتند و باید می رفتند.زیرا دیگر به وجودشان نیازی نبود .آری کجروان مطیع می خواهند، نــه دوست!
فــاعــتبروا یا اولی الالباب.
درویش
آوریل 25, 2008 at 7:56 ب.ظ